تبليغاتX
لذت های کوچک زندگی ف. - افسانه سیزيف

لذت های کوچک زندگی ف.

افسانه سیزيف

۱) از مقدمه آندره موروا بر کتاب افسانه سیزيف آلبر کامو

خدايان٬ سیزيف را محکوم کرده بودند که مدام صخره ای را تا قله کوهی بغلتاند. از آنجا سنگ با وزنی که داشت پايين مي افتاد. آن ها به دليلی پی برده بودند که هيچ تنبيهی وحشتناکتر از کار بيهوده و بی اميد نيست. این افسانه تصويری از زندگی بشری است. ما در روي این کره خاکی چه ميکنيم به جز کاری بيهوده و بی اميد. انسان ها زندگی کوتاه و يگانه شان را صرف چه ميکنند؟ بر خاستن، ترموا، چهار ساعت کار در دفتر يا کارخانه، غذا، ترموا، چهار ساعت کار، استراحت، خواب، و دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه، پنج شنبه، جمعه و شنبه، به همان روال... اگر به زور کار موفق شويم که صخره را تا قله بالا ببريم، آنگاه يک بيماری يا يک جنگ، دوباره به پايين رهايش ميکند، و در هر صورت این ماجرا با مرگ که سقوط نهايی است پايان ميگيرد.

۲) امتحان کتبی زنان رو دادیم. خیلی احمقانه نبود و حتی میشه گفت خوب بود. اما این چه سوالیه؟

در خانمی ۴۵ ساله که سابقه بیماری تروفوبلاستیک بدخیم دارد کدام روش پیشگیری کنترا اندیکاسیون دارد؟

الف) قرص خوراکی ترکیبی

ب) قرص پروژستینی تنها

ج) نورپلانت

د) IUD  

الف و د هر دو درسته و من البته د رو زدم هرچند که بعید نیست بگن جواب الف است.دیوانه ها.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 11:32  توسط فریبرز  |