آدامس فروش
مشهد - احمد آباد

مشهد - احمد آباد

باز من دیوانه ام مستم.
باز میلرزد دلم دستم.
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های! نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ.
های! نپریشی صفای زلفکم را دست.
و نریزی آبرویم را دل.
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است...

نیشابور - بهار ۸۵
خبر زیر که مربوط به افتتاحیه مسابقات است رو از وبلاگستان پزشکی ایران بخونید :
پیرو خبر قبلی(دو یادداشت قبل تر) مبنی بر اهدای سکه توسط وزیر به دانشجویان دختری که با چادر در افتتاحیه المپیاد ورزشی رژه رفته بودند(دانشگاههای ع.پ شهید بهشتی و قم)، اخبار جدیدی به دستمان رسید بدین قرار:
۱- گویا دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی یه نموره شلوغتر از بقیه بوده اند.(به این میگن روحیه ورزشی)
۲-به همین دلیل مدیریت فرهنگی این دانشگاه تا حدودی مورد بازخواستهای فراوان بوده است.(به این هم میگن حس مسوولیت پذیری)
۳-در همین راستا این مدیریت برای جبران مافات دانشجویان خود را ملزم به رژه رفتن با چادر در افتتاحیه می نماید.(این یعنی قدرت اندیشه)
۴-این دانشجویان محترمه هم شروع به استقراض و جمع آوری چادر از سایر دانشجویان می نمایند.(مصداق تعاون و همدردی)
۵-بالاخره آنها با چادر رژه می روند و در حرکتی نمادین از سوی وزیر نائل به دریافت سکه می شوند.(به این هم میگن……هنوز چیزی برای این مورد پیدا نشده)

شاید باورش سخت باشه اما من این عکس رو توی بلوار سجاد مشهد گرفتم. مخصوصا برای بچه های پزشکی جالبه.

اینکه چی شد تصمیم گرفتم دوباره وبلاگ بنویسم خیلی دلیل داره اما مهمترینش اینه که یادم بمونه توی دنیایی که هیچیش ارزش زندگی کردن نداره هنوز لذت های کوچیکه فراموش شده ای وجود داره مثل لذت با هم بودن...
باغرود نیشابور- زمستان ۸۴



